مرتضى مطهرى
52
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اين نكتهء ارتجاعى و غيرانسانى را فراموش نكرده است كه مرد اصل است و زن فرع . در تعقيب فكر مزبور مادهء 1034 را كه اولين مادهء قانون در كتاب نكاح و طلاق است به نحو زير تنظيم نموده است : مادهء 1034 - از هر زنى كه خالى از موانع نكاح باشد مىتوان خواستگارى نمود . به طورى كه ملاحظه مىشود به موجب مادهء مزبور با اينكه هيچ گونه حكم و الزامى بيان نشده است ، ازدواج به معنى « زن گرفتن » براى مرد مطرح شده و او به عنوان مشترى و خريدار تلقى گرديده و در مقابل ، زن نوعى كالا وانمود شده است . اين قبيل تعبيرات در قوانين اجتماعى اثر روانى بسيار بد و ناگوار ايجاد مىكند و مخصوصاً تعبيرات مزبور در قانون ازدواج بر روى رابطهء زن و مرد اثر مىگذارد و به مرد ژست آقايى و مالكيت و به زن وضع مملوكى و بندگى مىبخشد . » . به دنبال اين ملاحظهء دقيق روانى ! موادى كه خود پيشنهادكننده تحت عنوان « خواستگارى » ذكر مىكند ، براى اينكه خواستگارى جنبهء يكطرفه و حالت « زن گرفتن » به خود نگيرد ، خواستگارى را هم وظيفهء زنان دانسته و هم وظيفهء مردان ، تا در ازدواج تنها « زن گرفتن » صدق نكند ، « مرد گرفتن » هم صدق كند يا لااقل نه زن گرفتن صدق كند و نه مرد گرفتن . اگر بگوييم زن گرفتن ، يا اگر هميشه مردان را موظف كنيم كه به خواستگارى زنان بروند ، حيثيت زن را پايين آورده و آن را به صورت كالاى خريدنى درآوردهايم ! غريزهء مرد طلب و نياز است و غريزهء زن جلوه و ناز اتفاقاً يكى از اشتباهات بزرگ همين است . همين اشتباه سبب پيشنهاد الغاء مهر و نفقه شده است و ما در جاى خود مشروحاً در بارهء مهر و نفقه بحث خواهيم كرد . اينكه از قديم الايام مردان به عنوان خواستگارى نزد زن مىرفتهاند و از آنها تقاضاى همسرى مىكردهاند ، از بزرگترين عوامل حفظ حيثيت و احترام زن بوده است . طبيعت ، مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا آفريده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن . طبيعت ، زن را گل و مرد را بلبل ، زن را شمع و مرد را پروانه قرار داده است . اين يكى از تدابير حكيمانه و شاهكارهاى خلقت است كه در غريزهء مرد نياز و طلب و در غريزهء زن ناز و جلوه قرار داده است . ضعف جسمانى زن را در مقابل